
نوشته شده با قلمي از جنس يخ بر روي خورشيد با قلم نیما امرایی در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 ساعت 22:49 موضوع | لينک ثابت
اينو تقديم مي كنم به دوست خوبم (^_^)*s*(*_*)
كنون كز بهت شبهايم شدم در غصه زنداني
سراب چشم بي سويم روان شد از پريشاني
غروب آسمان دل به نم نم گشت باراني
پرستوي نگاه من شده از غصه قرباني
(سپيده ي مهربان من!نمي دانم تو مي داني)
ز بغض چشمه سار دل،سراب خون روان گشته
دوباره شوق ديدارت چو صياد زمان گشته
ببين اين تاب گيسويت خمش جلاد جان گشته
و مُهر عشق ناز تو سر دل جاودان گشته
(سپيده ي مهربان من!نمي دانم تو مي داني)
كمان طاق ابرويت،دلم را تير خود كرده
هدف مرگ است و اين قاتل مرا نخجير خود كرده
خيال لحظة قهرت مرا دل گير خود كرده
نگاه نرگس فتان مرا زنجير خود كرده
نوشته شده با قلمي از جنس يخ بر روي خورشيد با قلم نیما امرایی در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 ساعت 11:53 موضوع | لينک ثابت
اين شعر رو تقديم مي كنم به يار هميشگيم *s*
(يادته عشق خيالي)
اي پرســـــــــــتوي دلم،صفاي كاشونه ي من يادته اون روزا كه بودي تو اين كلــــبه ي من
يادتــــــــــه روزاي اول منـــو كردي بيقرار؟ دستمو گرفتي و دادي به دســـت انتظــــــــــار
يادتـــــــــه؟از روز اول منـو بي تاب كردي! صحن چشمــامو با حرفات پر از آب كــــــردي
يادتـــه مهمون نوازيت؟يادته ديدونه بازيت؟ يادته يك دليهامون؟يادته عاشـــــــــق نوازيت
يادتــــه شبهايي كه تا صبح مي موندي پيشم؟ يادته بازبونت چند بار مي زدي نيـــــــــــشم ؟
يادته شب كه ميشد چطوري بي تاب ميشديم؟ نزديك صبح كه ميشد آروم آروم خواب ميشديم؟
يادتـــــــــــــــه شمردن ستاره ها تو دل شب اون پريشـــــون حالي هاي قصه ي پر تاب وتب يادتـــــــــــه راز دلو واست ميگفتم يه نفس ؟ بعدشم با همديگه كــــــــــــــز ميشديم كنج قفس
يادتــــه اشكهاي پنهون؟يادته چشاي پر خون يادته دلــــــــــــــــواپسي هاي دل زار و پريشون
يادته آشفته حالي؟ يادته عشــــــــق خيالي ؟ يادته حســـــــــــــرت پرواز؟يادته شكسته بالي؟
نوشته شده با قلمي از جنس يخ بر روي خورشيد با قلم نیما امرایی در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 ساعت 19:33 موضوع | لينک ثابت

نوشته شده با قلمي از جنس يخ بر روي خورشيد با قلم نیما امرایی در سه شنبه پنجم آذر 1387 ساعت 21:53 موضوع | لينک ثابت
عطر و خار و گل و گلبرگ همه همسایه ی همند... دکتر علی شریعتی دکتر علی شریعتی
یادمان باشد اگر گل چیدیم
نوشته شده با قلمي از جنس يخ بر روي خورشيد با قلم نیما امرایی در شنبه هجدهم آبان 1387 ساعت 14:16 موضوع | لينک ثابت
آخرين شادي ها
درباره وبلاگ

سلام خوش اومدين به وبلاگ شخصي من اميدوارم بپسنديد
فهرست نيمايي
پيوندهاي روزانه
آخرين غم ها
POWERED BY
ستاره باران